تبليغاتX
عمرا اگه لنگه اين وبلاگ رو پيدا كنى - دستخط مبارک امام زمان

عمرا اگه لنگه اين وبلاگ رو پيدا كنى

آخرشه

دستخط مبارک امام زمان

 

جهت بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید

 

فرمود: <براي تعجيل در فرجم بسيار دعا كنيد>.
هزار سال و اندي گذشت و پاسخي نشنيد، پاسخي كه او مي‌خواست، پاسخي كه دسته جمعي و با مشاركت عموم شيعيان باشد.
هزار سال گذشت و او منتظر ماند و شايد به ما دل بسته بود كه پاسخش را بدهيم، لذا برايمان غريبانه نامه نوشت و آن را در صندوق كمك‌هاي يك مسجد غريب و كوچك در لبنان انداخت و فرمود: <برايم دعا كنيد>.

       امام زمان : من مظلوم ترین فرد عالمم
فداي آن مظلوم غريب (نه به معناي ناتوان و ضعيف)! كه بايد چنين ناشناس با ما ارتباط برقرار كند، در خواب‌هايمان بيايد و گاهي هم اشخاصي در گوشه و كنار به طور اتفاقي او را ببينند، تا كسي نگويد امام زماني در كار نيست.
چقدر ما مردم كره‌ي زمين محروم و بي‌چاره هستيم و واقعاً بي‌چاره ...، گر چه خودمان خود را بي‌چاره كرده‌ايم و الا خداوند متعال چاره‌ي كار را به دست ما داده و امام زمان، آن كليد بازگشايي درهاي علم و ثروت و اخلاق و معنويت و سعادت دنيا و آخرت را در ميان ما قرار داده است، تا قفل‌هاي بسته را بگشاييم و بي‌چاره نباشيم. آري چقدر محروم و بي‌چاره هستيم كه حتي بزرگترين رهبر تاريخ بشريت را كه در ميان ما زندگي مي‌كند، نمي‌شناسيم و آن‌قدر بايد محروم باشيم كه آن رهبر عزيز، به طور ناشناس، آن‌هم به وسيله‌ي نامه‌اي، چند جمله‌اي با ما صحبت كند.
آه، از اين همه فقر و فلاكت!
ناله از اين همه مصيبت و بيچارگي!
فغان از اين همه محروميت و تيره روزي!
يا صاحب الزمان، چه زمان اين فراق به سر آيد و ما ديگر در فراقت اشك نريزيم؟!
آقاي ما،‌ چه زمان گرداگرد تو جمع شويم و به چهره‌ات نظاره كنيم كه تو وجه خدا هستي؟
اي غريبِ تنها، چه زمان ميله‌هاي زندان غيبتي را كه در آن محبوس شده‌ايم، خواهيم شكست و با گوش دادن به سخنان حيات بخش شما به سوي زندگي حقيقي رهسپار خواهيم شد؟!
آيا مي‌شود اين زمان تلخ و اين زندان تلخ غيبت را فراموش كنيم؟!
آيا زماني مي‌رسد كه ما شاهد حكومت تو بر جهان باشيم و بهشت دنيا را به چشم خود ببينيم؟
آري، و تو اي بت شكن تاريخ بشر، اي صاحب حوض كوثر و اي منجي كل بشر، ما را در پشت ميله‌هاي زندان اعمال زشتمان مي‌بيني و به حال ما غصه مي‌خوري و فقط مي‌گويي براي ظهورم دعا كنيد.
تو هزار و اندي سال است كه در نامه و پيامي كه توسط شيخ رشيد و مفيد اعلي الله مقامه الشريف به شيعيان فرستادي، از آنان خواستي كه دست‌ها را به يكديگر بدهند و با قدرت فوق‌العاده اجتماعي خود ميله‌هاي تاريك زندان غيبت را بشكنند، اما آن‌ها اين پيام را باور نكردند.
آري باور نكردند كه مي‌توانند به غيبت تو خاتمه دهند.
آن‌ها فكر مي‌كنند كه خدا خواسته تو غايب باشي و كاري از دست آنان ساخته نيست.
به راستي اگر سخن تو را باور مي‌كردند، ديگر لازم نبود كه تو هزار سال منتظر بماني و باز در اين عصر جديد، همان پيام را مجدداً تكرار نمايي و بالاخره به آنان بفهماني كه كليد نجات بشر فقط تو هستي و بس و بدون حضور تو تمام درب‌ها به روي بشر بسته مي‌ماند.
به راستي اي بهترين برگزيدگان عالم، چرا عده‌اي هر چند اندك- با آن‌كه خود را شيعه مي‌دانند، آن‌قدر از تو دور افتاده‌اند كه حتي پيامي را كه به طور ناشناس به آنان فرستاده‌اي باور نمي‌كنند، گرچه عده‌اي هم آن را بر چشم گذاشته و مي‌بوسند. <تري اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق>: <و تو مي‌بيني كه چشمهايشان از آن‌چه كه از حق مي‌بينند پر از اشك شده است>.1
هر چند اين‌ها مهم نيست و پيام تو بوي تو را مي‌دهد و هيچ صاحب دلي آن را مورد ترديد قرار نمي‌دهد؛ اما به هر حال، اين هم يكي از آزمايشات عصر غيبت است و ترازويي براي سنجش ميزان ايمان انسان‌ها در اين عصر.

"سخني با خوانندگان محترم"
پس از چاپ تصويري از رونوشت نامه به دست آمده از حضرت ولي عصر ارواحنافداه، در مسجد حضرت سيده نرجس لبنان، توجه بسياري از خوانندگان محترم به سوي اين نامه جلب شد و مايه مسرت آنان از اين نامه كه روشني بخش چشم و دل آنان است،‌ گرديد و مايل بودند خصوصيات بيشتري از آن را بدانند كه البته ما هر چه مي‌دانستيم در طَبَق اخلاص نهاده، در اختيار آنان قرار داديم و حتي پس از آن در صدد برآمديم سفري به لبنان و آن مسجد مقدس داشته باشيم و مسائل را از نزديك مورد بررسي قرار دهيم كه ناگهان متوجه شديم

<يار در خانه است و ما گرد جهان مي‌گرديم>.
آري، تا اين فكر در ذهن ما راه يافت و سخن از سفر به لبنان به ميان آمد، به طور اتفاقي با حضرت حجت الاسلام و السملمين "سيد جعفر رفيعي دامت بركاته" كه محقق و نويسنده كتاب‌هاي بسيار ارزشمندي در مورد امام عصر ارواحنافداه هستند، ديداري داشتيم.

ایشان فرمودند: شما رونوشت آن نامه را كه توسط يكي از علما از روي فتوكپي نامه حضرت به صورت دست‌نويس، نسخه برداري شده، به چاپ رسانده‌ايد، اما من چند سال قبل به لبنان رفتم و آن مسجد را زيارت كردم و حتي يك نسخه از فتوكپي نامه مبارك حضرت را هم از هيئت امناء مسجد گرفتم و ...
اين مطالب ارزشمند همان چيزي بود كه ما تصميم داشتيم در مدت طولاني و با زحمت بسيار و مسافرت به لبنان به دست بياوريم كه لطف امام عصر ارواحنافداه به سوي ما سرازير شد و يك گزارش تحقيقي كامل و مستند در اختيارمان قرار گرفت و حتي نگراني از نبود مترجم و ندانستن زبان عربي برايمان حل شد، زيرا برادر صديق و ارزشمندمان حضرت حجت‌الاسلام آقاي رفيعي كه از دوستان بسيار صميمي و قديمي ما هستند، در اصل عرب زبان بوده و به دليل اقامت طولاني خود در ايران به زبان فارسي نيز تسلط كامل داشته و حتي كتاب‌هايشان را نيز به زبان فارسي نوشته‌اند. لذا خداي منان را شكر گذاشته و تصميم گرفتيم طي مصاحبه‌اي، خصوصيات بيشتري از اين نامه مباركه را از زبان اين محقق و دانشمند گرامي بشنويم،‌ اكنون توجه شما را به اين گفت و گوي صميمانه جلب مي‌كنيم:
-- سفر شما به لبنان در چه سالي و به چه منظوري انجام شد و نام شهري كه مسجد نرجس خاتون عليها‌السلام در آن قرار دارد، چه بود؟
حجت الاسلام و المسلمين رفيعي: من در سال 1379 هجري شمسي جهت تبليغ در ماه مبارك رمضان به لبنان سفر كردم و از حسن توفيقي كه نصيبم شد، در شهري اقامت گزيدم كه نامه‌ي مبارك حضرت ولي عصر ارواحنافداه در آن شهر و در مسجد حضرت سيده نرجس خاتون سلام‌الله عليها به دست آمده بود. نام آن شهر "جباع" و زادگاه عالم بزرگوار مرحوم شهيد ثاني اعلي الله مقامه و مرحوم شيخ بهاء الدين عاملي (مشهور به شيخ بهايي رحمه`‌الله عليه كه در حرم حضرت رضا عليه‌السلام مدفونند) مي‌باشد. مردم اين شهر همگي شيعه و محب اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام هستند.
-- درباره اين مسجد بيشتر بفرماييد.
حجت‌السلام و المسلمين رفيعي: اين مسجد به ظاهر كوچك، هر چند حدود صد نفر بيشتر در آن جا نمي‌گرفت اما بسيار با معنويت بود و با تشريف فرمايي و قدم‌گذاشتن حضرت بقيه`‌‌الله ارواحنافداه در آن مثل اين بود كه به وسعت تمام جهان شده و نورانيت خاصي گرفته بود. من هم سعي مي‌كردم در مدت اقامتم در آن شهر، نمازم را در آن مسجد بخوانم، چرا كه در آن نامه مبارك كه از صندوق مسجد به دست آمده بود، حضرت ولي عصر ارواحنافداه فرموده بودند من در مسجد شما نماز خواندم (اقمت الصلاه في مسجدكم).
صندوقي كه نامه مبارك حضرت ولي عصر ارواحنافداه در آن پيدا شده بود كنار درب ورودي قرار گرفته بود كه اين صندوق را براي جمع آوري كمك‌ها و نذورات مردم براي اطعام به مؤمنين در مراسم عاشورا و غيره نصب كرده بودند.
قاليچه‌ي حضرت ولي عصر عليه‌السلام و قاليچه‌ي حضرت مسيح عليه‌السلام‌
"عبدالسلام محمد الحر" - همان كسي كه صندوق را باز كرده و نامه حضرت را يافته بود- پيرمرد با اخلاص و با ايماني كه از شيفتگان و ارادتمندان خاص حضرت ولي عصر ارواحنافداه و مورد اعتماد بسياري از علماي لبنان بود؛ او ذوق لطيف و عارفانه‌‌اي داشت و در محراب مسجد، صندلي زيبايي قرار داده و در دو طرف اين صندلي، دو عدد قاليچه زيبا به ديوار نصب كرده و روي آن‌ها نوشته بود كه اين دو قاليچه، يكي براي حضرت بقيه`‌الله ارواحنافداه و يكي براي حضرت عيسي مسيح عليه‌السلام است كه در هنگام ظهور مقدسشان، اگر به اين مسجد تشريف آوردند، قدم‌هاي نازنين خود را بر روي آن بگذارند.
اين ذوق عارفانه از جناب "عبدالسلام محمد الحر" بود كه تا سن هشتاد سالگي انتظار مقدم محبوب را مي‌كشيد و شايد به خاطر همين انتظار مقدس بود كه آن هديه ملكوتي و نامه شريف در صندوق اين مسجد قرار گرفت، زيرا خاندان عصمت و طهارت عليهم‌السلام عادت به احسان و بزرگواري دارند و به هر كس كه اظهار محبتي به آن بزرگواران كند، پاسخي شايسته مي‌دهند.
-- آيا شما جناب "عبدالسلام حُر" را ملاقات كرديد؟
حجت‌السلام و المسلمين رفيعي: متأسفانه وقتي من به اين مكان مقدس و شهر "جباع" مشرف شدم،‌ يك‌سال از فوت ايشان گذشته بود.
لذا من تنها توانستم بر سر مزار آن مرحوم بروم و با قرائت فاتحه و دعا براي روح مقدسش، از آن همه اظهار ارادتش به حضرت ولي عصر ارواحنافداه تشكر كنم، اما در عين حال با هيئت امناء مسجد و كساني كه با آن مرحوم زندگي كرده و سال‌ها با او بوده‌اند، ملاقات كردم و از آن‌ها كه شاهدان عيني آن نامه ملكوتي بوده‌اند، سؤالاتي پرسيدم.
اين نكته را هم بگويم كه جناب "عبدالسلام محمد الحر رحمه`‌الله عليه" شيفته و دلداده امام عصر ارواحنافداه بود و بسياري از علماي لبنان ايشان را مورد تأييد و توثيق قرار داده‌اند.
او در فراق امام زمان ارواحنافداه بسيار اشك مي‌ريخت و در آشكار و پنهان براي فرج حضرتش دعا مي‌كرد و تلاش زيادي در ترويج دعاي ندبه و زيارت آل ياسين در ميان شيعيان لبنان داشت، لذا من درباره شخصيت او اطمينان كامل پيدا كردم و او را موثق و امين يافتم و ترديدي در راستي و درستي او نديدم.
علاوه بر شخصيت عالي و مورد اعتماد جناب شيخ عبدالسلام، قضيه به دست آمدن نامه را جمعي از هيئت امناء مسجد مذكور نيز شاهد بوده‌اند كه يكي از آن افراد امين جناب "ابوعبدالله غملوش" بود كه از دوستان صميمي جناب عبدالسلام بود و در برگزاري مراسم مذهبي با ايشان تشريك مساعي داشت كه من مشروح قضيه نامه را پرسيدم و ايشان در پاسخ همان مطلبي را گفت كه عبدالسلام در ذيل همين نامه كه ملاحظه مي‌فرماييد نوشته‌اند و اين نكته را هم متذكر شد كه پس از آن بلافاصله خبر اين نامه در ميان شيعيان لبنان، در سطح كشور پخش مي‌شود و جناب عبدالسلام محمد الحُر از روي نامه فتوكپي گرفته و آن را براي عده‌اي از علما مي‌فرستد، اما با كمال تعجب، به طور اتفاقي يا به صورت معجزه، اصل نامه مفقود مي‌شود؛ و فتوكپي آن نزد آن جناب شيخ رحمه`‌الله عليه باقي مي‌ماند.
-- آيا شما موفق به زيارت فتوكپي اصلي نامه شديد؟
حجت‌السلام و المسلمين رفيعي: بله، خوشبختانه من از جناب ابوعبدالله غملوش تقاضا كردم كه يك فتوكپي هم به من بدهند كه بعد از چند روز كه براي صرف افطار به منزل ايشان رفتم، آن فتوكپي را مرحمت فرمودند.
سپس حضرت حجت‌السلام و المسلمين آقاي رفيعي دام عزه فتوكپي نامه مبارك حضرت ولي عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف را در اختيار ما قرار دادند تا در همين شماره براي روشني چشم مؤمنين و منتظرين حضرتش به چاپ برسانيم.

<قسمت اصلي نامه>
به هر حال يكي از آثار اين سفر و تحقيق اين بود كه دوستان مرحوم عبدالسلام حر به من گفتند:
<نامه حضرت ولي عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف با جمله‌ي: <انا المهدي المنتظر ...> شروع شده و جناب "عبدالسلام رحمه`‌الله عليه" براي آن‌كه نامه حضرت را به عموم شيعيان نشان بدهد و به آنان ياد آور شود كه امام زمان عليه‌الصلوه` والسلام در بين ما شيعيان رفت و آمد دارند و از احوال ما بي‌خبر نيستند، ابتدا اصل نامه حضرت را كه با جمله‌ي <انا المهدي المنتظر ...> شروع مي‌شود، در يك كاغذ بزرگتر چسبانده و سپس بالاي آن برگه بسم‌الله الرحمن الرحيم و آيه شريفه: <و قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله و المؤمنون> و جمله‌ي صدق الله العلي العظيم را نوشته است و لذا اگر قدري دقت كنيد در تصوير فتوكپي نامه قسمتي كه اصل نامه حضرت است بريده شده و روي آن برگه چسبانده شده و با كمي دقت مشخص مي‌شود كه نوع خط اين قسمت با بالاي صفحه كمي متفاوت است، لذا آن دوست عزيز و دانشمندمان كه از روي نامه حضرت نسخه برداري كرده بود و حتي بقيه دوستان و خود من تا موقعي كه به لبنان نرفته بودم نمي‌دانستم كه قسمت بالاي نامه خط جناب عبدالسلام رحمه`‌الله عليه است، زيرا آن مرحوم مي‌خواسته در اسرع وقت نامه را به روِيت شيعيان برساند و به آنان تذكر دهد كه از آقا و مولايتان غافل نباشيد كه آن حضرت در ميان ما حضور دارند، همان‌طور كه مرحوم شيخ صدوق در كمال الدين روايت فرموده است كه امام صادق عليه‌السلا‌م فرمودند:‌ <امام زمان عليه‌السلام شما در زمان غيبت در بين مردم به طور ناشناس رفت و آمد دارند، در بازارهايشان راه مي‌روند و بر فرش‌هايشان مي‌نشينند>.
در پايان ضمن تشكر فراوان قلبي از حجت الا‌سلا‌م و المسلمين جناب حاج آقاي رفيعي دام‌عزه خاطر نشان مي‌سازيم كه جناب آقاي رفيعي دام‌عزه فرمودند آن‌چه را در اين مصاحبه درباره‌ي نامه فوق گفتم، در كتاب ملاقات با امام عصر عليه‌السلام چاپ جديد به طور مشروح منعكس كرده‌ام كه خوانندگان محترم مي‌توانند در آن‌جا هم مطلب را ملاحظه بفرمايند.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آخرشه  |